مرز بین عقل و جنون - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:04
مرز بين عقل و جنون ساختارشكني هنجار شكني تنها ارزويي بود ك بايد مورد توجه قرار ميگرفت بايد تابع شعار نغمه ساز كن با فلوتي شكسته بعد بكوبش تو سر طرف مقابلت تا خنگ بودن و سادگي رو ي جا از اون مغز پوكش پرت كنه بيرون و من ميدانم ك سبك زندگيم به طرز وحشتناكي با انتخابهاي درپيتي ك انجام دادم شديدا مغايرت ...
ویرانگر - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:04
دلم هوای بارون کرده ی بارون درست و حسابی اصن طوفان و گرد باد چطوره ؟ اره بهتره طوفان بهتره بارون فقط اشغال های جدول و خیابون رو میشوره و پاک میکنه ولی طوفان میزنه نابود میکنه ای ویرانگر اشیانه های فریب باید دنیا را به جهنمی عظیم تبدیل کنی قبل از انکه خدا پر پر مون کنه پس ببار و ویران کن ویران کن ک ن...
به همین سادگی - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:04
چیزای اشتباهی زیادی تو دنیا وجود داره مثل من ..تو...ما...همه به نحوی اشتباهی روی این سیاره تیره و کبود فضا اشغال کردیم ...دیوانه وار به هم محبت میکنیم و دیوانه وارتر از هم متنفریم ...دنیا بهشت موعود من ست ...منِ دیوانه ِ در حال رکودِ عوضی ِ بیخیال ....با این تفکرات تخمی ک هیچ منطق و تفکری مسیرش رو م...
آشوبم - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:04
هیچ شعری بخاطرم نمیاید بالشِ هم سَریم خالی از عطر توست پیاده و خاموش تا ناکجا ابادِ اشیانه ت سفر خواهم کرد شب هنگام به وقت خاموشی مهناب چشمانت ک بسته شد هم آغوشِ دلشوره هایت دستهای مهربانیت را نفس خواهم کشید سر بر بازوانت خواهم گذاشت و آخرین بوسه را بر لبانت خواهم کاشت تا از رویشِ شکوفه های عشق غوغا...
قانون مجازی - تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:04
وابستگي رو پشت سر گذاشتم به اميد بدست اوردن چيزهاي بهتر اين وعده خودته خدا جونم نگو ك اشتباه شنيدم ! روزهاي بي نهايت سختي رو گذروندم روزهايي ك حاضر نيستم حتي به صرف نيم نگاهي سرم رو برگردونم و به عقب نگاه كنم منتظر روزهاي خوبم پي نوشت ..... فرار كلمه مناسبي نيست گاهي هجرت ميكني تا دردهاتو فراموش كني...
- تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 19:59
امروز كمي بهم ريختم  شايدم خيلي بيشتر از كمي  يجورايي طوفاني م  عصبي با چاشني دلتنگي  مسخره ترین  چيز دنيا اينه ك  تار و پودت به حضور كسي يا چيزي گره بخوره  مثل ي پازل ناقص  هر چي بهمش ميريزم تا كاملش كنم  ميبينم نميشه   بسه ديگه   ازين چاشني و اين طعم بيزارم  بيزارم ....بيزار  + نوشته شده در چهارشن...
خدایا با توام - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 14:06
به کدوم جرم منو محکوم و مبتلا به درد عشقی کردی ک انتهاش رنج ابدی بود قرار نبود پشت ابدیت عشق پنهان بشم ادم و حوا رو به زمین تبعید کردی حالا تو بگو از زمین پست تری اگه هست منو بفرست اب ک از سر گذشت چ ی وجب چ صد وجب !
مرداب..... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:36
پاورقي ... بايد راهي باشد براي خروج از كوچه هاي بن بست توهم تا لحظات تلخ زندگيت را نبلعدو همچنان در گذر از خاطرات پوسيده عطر فراموشي زد تا اسير و درمانده بهانه هاي پوچ نشد مرز بين واقعيت و خيال ...انگيزه اي ست ك ديگر نيست ...دست و پا زدن هايي ك ادمي را در مرداب رويا غرق ميكند
امید..... - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 17:16
خدا جونم فرمان زندگیم را به تو سپردم ک با اطمینان خاطر منو به مقصد برسونی مثل زمانی ک ابراهیم با یقین پا به درون اتش گذاشت مثل زمانی ک یونس در درون نهنگ زندگی را جور دیگری تجربه کرد مثل یغوب ک اسوه صبر و استقامت شد خدا جونم تو به من حق زندگی دادی حقی ک دوباره بار تکرار نخواهد شد و من اصن دلم
قانون مجازي.... - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 11:01
وابستگي رو پشت سر گذاشتم به اميد بدست اوردن چيزهاي بهتر اين وعده خودته خدا جونم نگو ك اشتباه شنيدم ! روزهاي بي نهايت سختي رو گذروندم ووزهايي ك حاضر نيستم حتي به صرف نيم نگاهي سرم رو برگردونم و به عقب نگاه كنم منتظر روزهاي خوبم پي نوشت ..... فرار كلمه مناسبي نيست گاهي هجرت ميكني تا دردهاتو فراموش كني...
سایه.... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:48
وقتی مرتب در حال کوچ کردنی یعنی از خودت فرار میکنی از خودت ک فرسنگها از اصل جنس ت فاصله گرفتی و این فاصله هیچ رقمه جبران نمیشه جز با حضور کسی ک بین تو و تو فاصله ایجاد کرده حالا تصور کن اون هرگز وجود نداشته ی سایه خیالی بوده ک هرگز نبوده و نیست و نخواهد امد
آشوبم.... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:48
هیچ شعری بخاطرم نمیاید بالشِ هم سَریم خالی از عطر توست پیاده و خاموش تا ناکجا ابادِ اشیانه ت سفر خواهم کرد شب هنگام به وقت خاموشی مهناب چشمانت ک بسته شد هم آغوشِ دلشوره هایت دستهای مهربانیت را نفس خواهم کشید سر بر بازوانت خواهم گذاشت و آخرین بوسه را بر لبانت خواهم کاشت تا از رویشِ شکوفه های عشق غوغا...
خدایا با توام - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:48
به کدوم جرم منو محکوم و مبتلا به درد عشقی کردی ک انتهاش رنج ابدی بود قرار نبود پشت ابدیت عشق پنهان بشم ادم و حوا رو به زمین تبعید کردی حالا تو بگو از زمین پست تری اگه هست منو بفرست اب ک از سر گذشت چ ی وجب چ صد وجب !
دعا..... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:48
خدا جونم قسم ت ميدم به حق اين وقت به حق اين ساعات پر از خلوص نيت حاجتم رو براورده كني غريب تر از اوني هستم ك با حجم عظيم اين درد كنار بيام قدم اول رو برداشتم مابقي ش با تو
مرز بين عقل و جنون - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:38
ساختارشكني هنجار شكني تنها ارزويي بود ك بايد مورد توجه قرار ميگرفت بايد تابع شعار نغمه ساز كن با فلوتي شكسته بعد بكوبش تو سر طرف مقابلت تا خنگ بودن و سادگي رو ي جا از اون مغز پوكش پرت كنه بيرون و من ميدانم ك سبك زندگيم به طرز وحشتناكي با انتخابهاي درپيتي ك انجام دادم شديدا مغايرت داره پس بزن به سلام...
ویرانگر...... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:38
دلم هوای بارون کرده ی بارون درست و حسابی اصن طوفان و گرد باد چطوره ؟ اره بهتره طوفان بهتره بارون فقط اشغال های جدول و خیابون رو میشوره و پاک میکنه ولی طوفان میزنه نابود میکنه ای ویرانگر اشیانه های فریب باید دنیا را به جهنمی عظیم تبدیل کنی قبل از انکه خدا پر پر مون کنه پس ببار و ویران کن ویران کن ک ن...
به همین سادگی..... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:38
چیزای اشتباهی زیادی تو دنیا وجود داره مثل من ..تو...ما...همه به نحوی اشتباهی روی این سیاره تیره و کبود فضا اشغال کردیم ...دیوانه وار به هم محبت میکنیم و دیوانه وارتر از هم متنفریم ...دنیا بهشت موعود من ست ...منِ دیوانه ِ در حال رکودِ عوضی ِ بیخیال ....با این تفکرات تخمی ک هیچ منطق و تفکری مسیرش رو