خرید بک لینک

مرز بين عقل و جنون

ساختارشكني

هنجار شكني تنها ارزويي بود ك بايد مورد توجه قرار ميگرفت بايد تابع شعار نغمه ساز كن با فلوتي شكسته بعد بكوبش تو سر طرف مقابلت تا خنگ بودن و سادگي رو ي جا از اون مغز پوكش پرت كنه بيرون

و من ميدانم ك سبك زندگيم به طرز وحشتناكي با انتخابهاي درپيتي ك انجام دادم شديدا مغايرت داره

پس بزن به سلامتي كساني ك ما رو لگد كردن تا رشد كنن

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 7:04

دلم هوای بارون کرده

ی بارون درست و حسابی

اصن طوفان و گرد باد چطوره ؟

اره بهتره طوفان بهتره

بارون فقط اشغال های جدول و خیابون رو میشوره و پاک میکنه

ولی طوفان میزنه نابود میکنه

ای ویرانگر اشیانه های فریب باید دنیا را به جهنمی عظیم تبدیل کنی

قبل از انکه خدا پر پر مون کنه

پس ببار و ویران کن

ویران کن ک نشانه های انسانیت را به یغما برده ند

پی نوشت

کور خوندی دادا ....

خدا مدتهاست بخواب رفته

شهرزاد قصه گو بدجور رفته زیر پوستش

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 7:04

چیزای اشتباهی زیادی تو دنیا وجود داره مثل من ..تو...ما...همه به نحوی اشتباهی روی این سیاره تیره و کبود فضا اشغال کردیم ...دیوانه وار به هم محبت میکنیم و دیوانه وارتر از هم متنفریم ...دنیا بهشت موعود من ست ...منِ دیوانه ِ در حال رکودِ عوضی ِ بیخیال ....با این تفکرات تخمی ک هیچ منطق و تفکری مسیرش رو مشخص نمیکنه ...واسه رها شدن و گریختن ازین فضای پر بار دوس داشتنی ک کسی بنام من هیچ نقشی در ساختارهای پنهان و اشکارش ندارم باید بمیرم فعلا تو صفم ...صف ارتقاء به

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 7:04

هیچ شعری بخاطرم نمیاید بالشِ هم سَریم خالی از عطر توست پیاده و خاموش تا ناکجا ابادِ اشیانه ت سفر خواهم کرد شب هنگام به وقت خاموشی مهناب چشمانت ک بسته شد هم آغوشِ دلشوره هایت دستهای مهربانیت را نفس خواهم کشید سر بر بازوانت خواهم گذاشت و آخرین بوسه را بر لبانت خواهم کاشت تا از رویشِ شکوفه های عشق غوغایِ بی منی ت دلت را به آشوبِ دوباره بکشاند

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 7:04

وابستگي رو پشت سر گذاشتم به اميد بدست اوردن چيزهاي بهتر اين وعده خودته خدا جونم نگو ك اشتباه شنيدم ! روزهاي بي نهايت سختي رو گذروندم روزهايي ك حاضر نيستم حتي به صرف نيم نگاهي سرم رو برگردونم و به عقب نگاه كنم منتظر روزهاي خوبم پي نوشت ..... فرار كلمه مناسبي نيست گاهي هجرت ميكني تا دردهاتو فراموش كني در اين دنياي مجازي هيچكس قادر به شناسايي مخاطبينش نيس چون همه از قانون مجازي تبعيت ميكنند

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 7:04

امروز كمي بهم ريختم  شايدم خيلي بيشتر از كمي  يجورايي طوفاني م  عصبي با چاشني دلتنگي  مسخره ترین  چيز دنيا اينه ك  تار و پودت به حضور كسي يا چيزي گره بخوره  مثل ي پازل ناقص  هر چي بهمش ميريزم تا كاملش كنم  ميبينم نميشه   بسه ديگه   ازين چاشني و اين طعم بيزارم  بيزارم ....بيزار  + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 16:23 توسط غريب  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 19:59

به کدوم جرم منو محکوم و مبتلا به درد عشقی کردی ک انتهاش رنج ابدی بود

قرار نبود پشت ابدیت عشق پنهان بشم

ادم و حوا رو به زمین تبعید کردی

حالا تو بگو از زمین پست تری اگه هست منو بفرست

اب ک از سر گذشت چ ی وجب چ صد وجب !

برچسب: خدایا, نویسنده: رها رادمنش تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:06

پاورقي ...

بايد راهي باشد براي خروج از كوچه هاي بن بست توهم تا لحظات تلخ زندگيت را نبلعد

و همچنان در گذر از خاطرات پوسيده عطر فراموشي زد

تا اسير و درمانده بهانه هاي پوچ نشد

مرز بين واقعيت و خيال ...انگيزه اي ست ك ديگر نيست ...دست و پا زدن هايي ك ادمي را در مرداب رويا غرق ميكند

برچسب: مرداب, نویسنده: رها رادمنش تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:36

خدا جونم فرمان زندگیم را به تو سپردم ک با اطمینان خاطر منو به مقصد برسونی مثل زمانی ک ابراهیم با یقین پا به درون اتش گذاشت مثل زمانی ک یونس در درون نهنگ زندگی را جور دیگری تجربه کرد مثل یغوب ک اسوه صبر و استقامت شد خدا جونم تو به من حق زندگی دادی حقی ک دوباره بار تکرار نخواهد شد و من اصن دلم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 17:16

وابستگي رو پشت سر گذاشتم

به اميد بدست اوردن چيزهاي بهتر

اين وعده خودته خدا جونم

نگو ك اشتباه شنيدم !

روزهاي بي نهايت سختي رو گذروندم

ووزهايي ك حاضر نيستم حتي به صرف نيم نگاهي سرم رو برگردونم و به عقب نگاه كنم

منتظر روزهاي خوبم

پي نوشت .....

فرار كلمه مناسبي نيست

گاهي هجرت ميكني تا دردهاتو فراموش كني

در اين دنياي مجازي هيچكس قادر به شناسايي مخاطبينش نيس

چون همه از قانون مجازي تبعيت ميكنند

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 11:01

وقتی مرتب در حال کوچ کردنی یعنی از خودت فرار میکنی

از خودت ک فرسنگها از اصل جنس ت فاصله گرفتی

و این فاصله هیچ رقمه جبران نمیشه

جز با حضور کسی ک بین تو و تو فاصله ایجاد کرده

حالا تصور کن اون هرگز وجود نداشته

ی سایه خیالی بوده

ک هرگز نبوده و نیست و نخواهد امد

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:48

هیچ شعری بخاطرم نمیاید

بالشِ هم سَریم خالی از عطر توست

پیاده و خاموش تا ناکجا ابادِ اشیانه ت

سفر خواهم کرد

شب هنگام به وقت خاموشی مهناب

چشمانت ک بسته شد

هم آغوشِ دلشوره هایت

دستهای مهربانیت را نفس خواهم کشید

سر بر بازوانت خواهم گذاشت

و آخرین بوسه را بر لبانت خواهم کاشت

تا از رویشِ شکوفه های عشق

غوغایِ بی منی ت

دلت را به آشوبِ دوباره بکشاند

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:48

به کدوم جرم منو محکوم و مبتلا به درد عشقی کردی ک انتهاش رنج ابدی بود

قرار نبود پشت ابدیت عشق پنهان بشم

ادم و حوا رو به زمین تبعید کردی

حالا تو بگو از زمین پست تری اگه هست منو بفرست

اب ک از سر گذشت چ ی وجب چ صد وجب !

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:48

خدا جونم قسم ت ميدم به حق اين وقت

به حق اين ساعات پر از خلوص نيت

حاجتم رو براورده كني

غريب تر از اوني هستم ك با حجم عظيم اين درد كنار بيام

قدم اول رو برداشتم مابقي ش با تو

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:48

ساختارشكني

هنجار شكني تنها ارزويي بود ك بايد مورد توجه قرار ميگرفت بايد تابع شعار نغمه ساز كن با فلوتي شكسته بعد بكوبش تو سر طرف مقابلت تا خنگ بودن و سادگي رو ي جا از اون مغز پوكش پرت كنه بيرون

و من ميدانم ك سبك زندگيم به طرز وحشتناكي با انتخابهاي درپيتي ك انجام دادم شديدا مغايرت داره

پس بزن به سلامتي كساني ك ما رو لگد كردن تا رشد كنن

برچسب: نویسنده: رها رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 16:38

صفحه بندی